خرید بک لینک
در زندگی یاد گرفتم: با احمق بحث نکنم و بگذارم در دنیای احمقانه خویش خوشبخت زندگی کند. با وقیح جدل نکنم چون چیزی برای از دست دادن ندارد و روحم را تباه می کند. از حسود دوری کنم چون اگر دنیا را هم به او تقدیم کنم باز از من بیزار خواهد بود. و تنهایی را به بودن در جمعی که به آن تعلق ندارم ترجیح دهم و سه چیز را هرگز فراموش نمیکنم:   1) به همه نمی توانم کمک کنم. 2)همه چیز را نمی توانم عوض کنم. 3) همه مرا دوست نخواهند داشت..........!!   و تو قبل از این که بخواهی در مورد من و زندگی من قضاوت کنی؛ کفش های من را بپوش و از خیابان هایی گذر کن که من کردم اشکهایی را بریز که من ریختم سالهایی را بگذران که من گذراندم روی سنگهایی بلغز که من لغزیدم دوباره و دوباره برخیز و مجددا در همان راه سخت قدم بـــــــــــــــــــزن

برچسب: یاد گرفتم تنها باشم,یاد گرفتم,یاد گرفتم که, نویسنده: سینا رجبی تاريخ: سه شنبه 23 آذر 1395 ساعت: 1:06

غمگینم

همانند جوان ِ لحظه ی اعدام ;

 بـــــــــه گریـــــــــــه مــــــــــادرش میـــــخـــندید ;

خاطرش آمد بچگی اش گفته بود :

خنده ات آرامم میکند . . . 

برچسب: غمگینم,غمگینم از این دنیا,غمگینم چونان پیرزنی که, نویسنده: سینا رجبی تاريخ: سه شنبه 23 آذر 1395 ساعت: 1:06

سلام سال نو همه مبارک ایشاله سال خوبی داشته باشید.

شرمنده من چن وقتی نت ندارم گاهی اوقات با گوشی میام ایشاله جبران کنم 

برچسب: سال نو مبارک,سال نو مبارک translation,سال نو مبارک pronunciation, نویسنده: سینا رجبی تاريخ: سه شنبه 23 آذر 1395 ساعت: 1:05

کاش زندگــــی از آخـــر به اول بود ...

پـــیـــر به دنـــیــا می آمدیـم ...

آنگاه در رخداد یک " عشــــــــــــــق " جوان میشدیم ...

سپس کودکی معصوم می شدیم و در نیمه شبی با نوازش های " مـــــــــــادر " آرام میـــمـــردیـ ـ ـ ـ ـمــــــــ ...



برچسب: کاش میشد,کاش بودی,کاش چون پاییز بودم, نویسنده: سینا رجبی تاريخ: سه شنبه 23 آذر 1395 ساعت: 1:05

روزهای خیلی بدیه مادربزرگم که خیلی مریضه و گوشه ی خونه افتاده قلبش با باطریه و دکترا میگن قلبش گشاد شده ونمیشه کاری کرددوسته عزیزمم دیابت داره و هرچن وقت گوشه ی بیمارستان.اینقدر ازمایش میگیرن ک خونی نمونده براش .تقریبا تو کل اصفهان و شهرای اطراف ی بیمارستانه ک پذیرشش میکنه.چشماش که تقریبا داره از کار میوفته و هزار تا مشکل ک ی مادرو بیشتر عذاب میده.دختریم ک دوسش دارمو همسایمونه باباش معدش از کار افتاده و دکترا جوابش کردن.دختره بیچاره هیچی ازش نمونده از بس گریه کردهبراشون هر کاری از دستم بر اومده کردم اما خب فقط ی نفره میتونه کمکشون کنهخواهش میکنم فقط براشون دعا کنید ب حق این ماه عزیز 

برچسب: روزهای بد به در,روزهای بد به در 12,روزهای بد به در 1, نویسنده: سینا رجبی تاريخ: سه شنبه 23 آذر 1395 ساعت: 1:05

پیشکسوت ارزنده باشگاه استقلال و فوتبال ایران پس از ماهها مبارزه با بیماری،در سن 70 سالگی جان به جانآفرین تسلیم کرد.



برچسب: نویسنده: سینا رجبی تاريخ: سه شنبه 23 آذر 1395 ساعت: 1:05

    شهید علیرضا محمودی پارسا در 23 تیرماه سال 1348 در شهر تهران و در یک خانواده مذهبی دیده به جهان گشود. نور شهادت در چهره اش از همان اوان زندگی نمایان بود. در کودکی زکاوت و هوش و علاقه او به مسایل دین و مکتب، انسان را متوجه خود میکرد. در کودکی نماز را فرا گرفت و در 6 سالگی وارد مدرسه شد. از همان موقع حیا و شرم زیاد در وجودش بود. در کلاس اول ابتدایی بود که به رجایی شهر کرج عزیمت نمودند. کلاس چهارم او مقارن با شروع انقلاب اسلامی بود و او حضور فعال هم  سطح با سنش داشت. با فرمان امام پس از پیروزی، وارد بسیج گردید و در همان موقع با برادر عزیز شهید رضا جهازی آشنا گردید. و آن دو، دوستی جاودانه و همسایگی برای خود بودند و هم پیمان شدند که تا آخر با هم باشند. شروع جنگ تحمیلی شور و هیجانی عجیب در دل این دو دوست ایجاد نمود اما به علت کمی سن به آنها اجازه نمیدادند. در نوروز سال 61 بود که برای بازدید به همراه دوستان و مسجدیها به جبهه مهاباد رفت بعد از بازگشت دیگر طاقت نداشت. در فروردین همان سال به همراه رضا جهازی به جبهه کامیاران رفت بعد از 3 ماه برگشت و مشغول امتحانات شد و با م

برچسب: شهید علیرضا محمودی پارسا,شهيد عليرضا محمودي پارسا,زندگینامه شهید علیرضا محمودی پارسا, نویسنده: سینا رجبی تاريخ: سه شنبه 23 آذر 1395 ساعت: 1:04

 روز مرگم، هر که شیون کند از دور و برم دور کنیدهمه را مســــت و خراب از مــــی انــــگور کنیـــــد مزد غـسـال مرا سیــــر شــــرابــــــش بدهیدمست مست از همه جا حـــال خرابش بدهید بر مزارم مــگــذاریــد بـیـــاید واعــــــظپـیــر میخانه بخواند غــزلــی از حــــافـــظ جای تلقــیـن به بالای سرم دف بـــزنیـــدشاهدی رقص کند جمله شما کـــف بزنید روز مرگــم وسط سینه من چـــاک زنیـداندرون دل مــن یک قـلم تـاک زنـیـــــــد روی قــبـــرم بنویـسیــد وفــــادار برفـــتآن جگر سوخته خسته از این دار برفــــت(وحشی بافقی )

برچسب: روز مرگم هرکه شیون کند,روز مرگم نفسی مهلت دیدار,روز مرگم, نویسنده: سینا رجبی تاريخ: سه شنبه 23 آذر 1395 ساعت: 1:04

بنواز پیرمرد

شاید آن آهن پشت سرت

از شرم صدای سازت آب شود...

برچسب: شرم در لرزش صدای تو, نویسنده: سینا رجبی تاريخ: سه شنبه 23 آذر 1395 ساعت: 1:04

هیچکس با حس تنفر نسبت به انسان دیگری، به خاطر رنگ پوست، پیشینه یا مذهبش به دنیانمیآید. مردم برای نفرت داشتن، باید آموزش ببینند و اگر مردم میتوانند تنفر را یاد بگیرند، چرا به آنها عشق و محبت را یاد ندهیم؟ عشق است که از ذات انسان سرچشمه میگیرد نه متضادش. نلسون ماندلا

برچسب: عشق و نفرت,عشق و نفرت از نظر روانشناسی,عشق و نفرت سریال, نویسنده: سینا رجبی تاريخ: سه شنبه 23 آذر 1395 ساعت: 1:04

صفحه بندی